با استفاده از رونق نمایشگاه کانتون، برای ارتقاء زمینی به گوانگژو رفتم. من در ابتدا فکر می کردم که این یک سفر شلوغ خواهد بود، اما به طور غیرمنتظره ای شادی کامل به دست آوردم. داستان های جالب مواجهه با مشتریان قدیمی و ملاقات با بسیاری از افراد جدید به با ارزش ترین خاطرات این سفر تبدیل شد.
سالن نمایشگاه مملو از مردم داخل و خارج بود. با وسایل رفتم و همینطور که به سمت غرفه ای رفتم، با سلام و احوالپرسی آشنا متوقف شدم. برگشتم، متوجه شدم مشتری قدیمی است که سه سال با ما همکاری کرده بود. او با لبخندی بر شانه ام زد و گفت که انتظار ملاقات با من را ندارد و شرکای خود را در کنارش به گرمی معرفی کرد-همه همکاران او بودند و در محل شروع به صحبت در مورد قصد همکاری با من کردند.
جالبتر این بود که هنگام پخش اعلامیهها در محل استراحت، یک تاجر خارجی مواد را در دست گرفت و با دست اشاره کرد و برای مدت طولانی نمیتوانست به زبان چینی صحبت کند. سعی کردم با زبان انگلیسی ساده ارتباط برقرار کنم و به طور غیرمنتظره ای او می توانست بفهمد. او همچنین لبخندی زد و گفت که مدتهاست در مورد محصولات ما شنیده است و به ویژه برای یافتن تامین کنندگان به نمایشگاه کانتون آمده است. وقتی با خوشحالی صحبت می کردیم حتی موبایلش را برای نشان دادن نیازهایش درآورد و طرح همکاری اولیه را در محل نهایی کردیم.
در این روزها، غافلگیری ها ادامه داشت. برخی از مشتریان قدیمی برای یافتن من مسیر انحرافی را انجام دادند و گفتند که می خواهند مشتریان جدیدی معرفی کنند. برخی از مشتریان جدید تحت تأثیر صداقت من قرار گرفتند، ابتکار عمل را به دست گرفتند تا اطلاعات تماس خود را بگذارند، و قراری گذاشتند تا بعد از نمایشگاه به تفصیل صحبت کنند. گاهی اوقات هنگام ملاقات با تاجرانی که نمیتوانستند انگلیسی صحبت کنند، با حرکات و نرمافزارهای ترجمه ارتباط برقرار میکردیم که باعث شوخیهای زیادی میشد اما فاصله را نیز کم میکرد.
این سفر به نمایشگاه کانتون نه تنها به هدف ارتقاء زمینی دست یافت، بلکه با برخوردها و گفتگوهای فراوان اعتماد و دوستی را نیز به دست آورد. هر برخوردی، چه دیدار مجدد با آشنایان قدیمی یا یک آشنایی جدید، باعث می شد احساس کنم که تمام تلاش های سخت ارزشمند است.
